عزیزم ببین چیجوری سوختی . هوا وحشتناک گرم بود و فقط باد گرم میزد میخواستیم با عمو ابراهیم شون بریم ج
این هم کیک تولدت که خاله حماسه دوست مامانی درست کرد.
این هم عکس دوستات جلسه به نام توافتاد گفتیم یه کیکی هم بگیریم و سومین سال تولدت دور هم باشیم.
تولد 3 سالگیت مبارک عزیزم
ببین تو و مهدی دستاتونو چکار کردین. تابستان 92 جنگل گلوگاه
بهار 92 با بابا جون
بهار 92 کوچولوی مامان چه نازی توی این پیراهنی که خاله فریبا واست خریده
اردبیهشت 92 میخواستیم بریم جشن عقد دوست مامانی (خانم رقیه موجرلو)
اردبیهشت 92 میخواستیم بریم جشن عقد دوست مامانی (خانم رقیه موجرلو)
چرا اخم کردی مامانی اومدیم عروسی مارال جون دوست مامانی با عمه حلیمه و مهدی 